دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
آخرین خبرها

سامان دهی بخشی از تقاضای پول در بستر بازار سرمایه با اوراق سلف سکه

قائم مقام گروه مالی کارآمد انتشار اوراق سلف سکه را اقدامی در مسیر توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر طلا و تعمیق بازار سرمایه دانست و گفت: اوراق سلف سکه می‌تواند به سیاست‌گذار کمک کند تا بخشی از تقاضای پول را در یک بستر رسمی بازار سرمایه سازمان‌دهی کند.

به گزارش فراسو ، اوراق سلف موازی استاندارد سکه به‌عنوان یکی از ابزارهای جدید بازار سرمایه، هفته گذشته در بورس کالا عرضه شد. عرضه این اوراق امکان سرمایه‌گذاری در سکه طلا را از مسیر بازار سرمایه فراهم می‌کند. اما این‌که این ابزار جدید بازار سرمایه چه ویژگی‌ها و کارکردی دارد و چه نقشی در کاهش تقاضای سفته‌بازانه در بازار فیزیکی سکه و طلا و هدایت نقدینگی سرگردان به بازار سرمایه دارد، از جمله پرسش‌هایی است که علی جبل عاملی قائم مقام گروه مالی کارآمد در گفت‌وگو با سنابه آن پاسخ می‌دهد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

اوراق سلف موازی استاندارد سکه چه ویژگی ها و کاربردی دارد؟

انتشار اوراق سلف موازی استاندارد سکه را باید یکی از اقدامات مهم در مسیر توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر طلا و تعمیق بازار سرمایه دانست. ویژگی مهم این ابزار آن است که به سرمایه‌گذار امکان می‌دهد بدون این‌که درگیر خرید، نگهداری و ریسک‌های مرتبط با طلای فیزیکی و سکه شود، در معرض تغییرات ارزش این دارایی قرار گیرد.

عرضه این اوراق در بورس کالا تا چه حد می‌تواند نقش سپر ضدتورمی ایفا کند؟

درباره مفهوم سپر ضدتورمی باید کمی دقیق‌تر صحبت کنیم. طلا و سکه در اقتصاد ایران به‌طور سنتی یکی از ابزارهای حفظ ارزش دارایی در مقابل کاهش قدرت خرید پول بوده‌اند. بنابراین اوراقی که پشتوانه آن یک دارایی طلا محور است می‌تواند بخشی از پرتفوی سرمایه‌گذار را در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی پوشش دهد. البته نباید انتظار داشت که صرف انتشار این اوراق، تورم را خنثی کند. این ابزار بیش‌تر یک سپر برای سرمایه‌گذار است، نه یک سپر برای کل اقتصاد در برابر تورم. مزیت مهم‌تر این است که این سپر ضدتورمی اکنون در قالب یک ابزار رسمی، شفاف و قابل معامله در بازار سرمایه در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌گیرد.

به نظر شما انتشار این اوراق می‌تواند پول داغ و نقدینگی سرگردان را از بازارهای غیرمولد به سمت بازار سرمایه هدایت کند؟

بله، یکی از کارکردهای مهم این ابزار می‌تواند همین باشد، اما با یک ملاحظه مهم؛ نباید انتظار داشته باشیم که اوراق سلف سکه به تنهایی نقدینگی را از اقتصاد خارج کند. نقدینگی هم‌چنان در اقتصاد وجود دارد و صرفاً می‌تواند بین بازارها جابه‌جا شود. آن‌چه اهمیت دارد، تغییر مسیر بخشی از تقاضاست. در شرایط تورمی، سرمایه‌گذار معمولاً به دنبال دارایی‌هایی است که بتواند ارزش پول خود را حفظ کند. اگر این تقاضا در بازار غیررسمی ارز، سکه، طلا یا حتی برخی فعالیت‌های سفته‌بازانه متمرکز شود، آثار آن می‌تواند افزایش نوسان و تشدید انتظارات تورمی باشد. اما اگر همان تقاضا از طریق یک ابزار رسمی در بازار سرمایه پاسخ داده شود، حداقل بخشی از این جریان وارد یک محیط شفاف، قانونمند و قابل نظارت می‌شود. بنابراین به اعتقاد بنده این اوراق بیشتر ابزار هدایت نقدینگی و تغییر کیفیت جریان پول است تا ابزار کاهش حجم نقدینگی.

با توجه به تجربه صندوق‌های طلا و نقره چه ضرورتی برای توسعه ابزارهای سرمایه‌گذاری مبتنی بر فلزات گران‌بها، از جمله سکه وجود دارد؟

تجربه صندوق‌های طلا و نقره نشان داد که در بازار سرمایه ایران تقاضای قابل توجهی برای ابزارهای کالایی وجود دارد. استقبال از این ابزارها نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران علاقه‌مندند بخشی از پرتفوی خود را به دارایی‌های مبتنی بر فلزات گران‌بها اختصاص دهند. این موضوع از یک منظر مهم است. بازار سرمایه نباید فقط محل معامله سهام شرکت‌ها باشد. بازار سرمایه مدرن باید امکان دسترسی سرمایه‌گذار به مجموعه متنوعی از دارایی‌ها را فراهم کند. از سهام و اوراق بدهی گرفته تا طلا، نقره، کالاهای اساسی و سایر دارایی‌های قابل سرمایه‌گذاری. توسعه ابزارهای مبتنی بر فلزات گران‌بها باعث می‌شود سرمایه‌گذار به جای خرید فیزیکی، بتواند از طریق ابزارهای مالی متنوع و با هزینه و ریسک عملیاتی کمتر سرمایه‌گذاری کند. این موضوع هم به تعمیق بازار سرمایه کمک می‌کند و هم انتخاب‌های بیشتری در اختیار سرمایه‌گذار قرار می‌دهد.

آیا عرضه اوراق سلف سکه می‌تواند به کاهش تقاضای سفته‌بازانه در بازار فیزیکی سکه و طلا کمک کند یا این‌که خود به افزایش تقاضا برای این دارایی‌ منجر شود؟

هر دو سناریو امکان‌پذیر است و نتیجه نهایی به نحوه طراحی و توسعه بازار بستگی دارد. اگر سرمایه‌گذار صرفاً به دنبال حفظ ارزش دارایی خود باشد، اوراق سلف سکه می‌تواند بخشی از تقاضایی را که پیش از این به سمت خرید فیزیکی سکه می‌رفت، به بازار سرمایه منتقل کند. این اتفاق می‌تواند به کاهش بخشی از تقاضای فیزیکی و هزینه‌های نگهداری و معاملات غیررسمی کمک کند. اما از طرف دیگر، عرضه یک ابزار مالی جدید و افزایش دسترسی عمومی به دارایی طلا می‌تواند تقاضای سرمایه‌گذاری برای طلا را نیز افزایش دهد. بنابراین نباید انتظار داشت که انتشار اوراق الزاماً باعث کاهش قیمت یا تقاضای سکه شود. نکته اصلی این است که جنس تقاضا تغییر کند. اگر تقاضای سفته‌بازانه و هیجانی به تقاضای سرمایه‌گذاری شفاف و قابل معامله تبدیل شود، حتی اگر ارزش کل تقاضای طلا کاهش پیدا نکند، باز هم از منظر سیاست‌گذاری اتفاق مثبتی رخ داده است.

به اعتقاد شما می‌توان اوراق سلف سکه را علاوه بر ابزار سرمایه‌گذاری، ابزاری برای مدیریت نقدینگی و کنترل جریان پول در اقتصاد دانست؟

به نظر من بله، اما باید میان مدیریت جریان نقدینگی و کنترل نقدینگی تفاوت قائل شویم. اوراق سلف سکه می‌تواند به سیاست‌گذار کمک کند بخشی از تقاضای پول را در یک بستر رسمی بازار سرمایه سازمان‌دهی کند. سرمایه‌گذاری که در شرایط تورمی قصد تبدیل ریال خود به یک دارایی را دارد، اکنون یک گزینه رسمی و شفاف در اختیار دارد. از سوی دیگر، وجود بازار ثانویه اهمیت زیادی دارد. اگر سرمایه‌گذار بداند که در صورت نیاز می‌تواند اوراق خود را بفروشد، جذابیت ابزار افزایش پیدا می‌کند و این موضوع می‌تواند به انتقال بخشی از معاملات طلا از بازارهای غیررسمی به بازار سرمایه کمک کند. البته این ابزار به تنهایی نمی‌تواند سیاست کنترل نقدینگی باشد. سیاست پولی، نرخ بهره، کسری بودجه، رشد پایه پولی و انتظارات تورمی هم‌چنان عوامل اصلی تعیین‌کننده حجم و سرعت گردش نقدینگی هستند. بنابراین اوراق سلف سکه را باید یکی از اجزای یک بسته سیاستی بزرگ‌تر دانست.

موفقیت این ابزار می‌تواند مسیر را برای عرضه اوراق سلف سایر دارایی‌های کالایی نیز هموار کند؟

قطعاً یکی از مهم‌ترین آثار این تجربه می‌تواند همین باشد. اگر عرضه اوراق سلف سکه بتواند از نظر حجم معاملات، نقدشوندگی، اعتماد سرمایه‌گذاران، عملکرد بازار ثانویه و فرآیند تسویه تجربه موفقی ایجاد کند، می‌توان از این الگو برای سایر دارایی‌های کالایی نیز استفاده کرد. ما در اقتصاد ایران دارایی‌های متنوعی داریم که می‌توانند پشتوانه ابزارهای مالی قرار بگیرند. از محصولات پتروشیمی و فلزات گرفته تا انرژی و سایر کالاهای استانداردشده. البته هر کالا ویژگی‌های خاص خود را دارد و نمی‌توان یک نسخه واحد برای همه آنها تجویز کرد. به نظر من اتفاق مهم‌تر از خود اوراق سلف سکه، تغییر نگاه به بازار سرمایه است. بازار سرمایه می‌تواند محلی برای تبدیل دارایی‌های واقعی به ابزارهای مالی باشد و این موضوع هم برای سرمایه‌گذار و هم برای سیاست‌گذار مزیت دارد. در مجموع، انتشار اوراق سلف سکه اتفاق مثبتی است اما موفقیت آن را نباید صرفاً با میزان فروش اولیه سنجید. معیارهای مهم‌تر، عمق بازار ثانویه، نقدشوندگی، استقبال سرمایه‌گذاران خرد و نهادی، میزان انحراف قیمت اوراق از ارزش واقعی دارایی و در نهایت توانایی این ابزار در انتقال بخشی از تقاضای غیررسمی طلا به بازار رسمی خواهد بود. اگر این تجربه موفق باشد، می‌تواند یک گام مهم در مسیر توسعه بازار ابزارهای کالایی و افزایش تنوع گزینه‌های سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران باشد.

همچنین ببینید

ثبت ارزش ۱۷.۹ همتی صندوق‌های طلا در معاملات روزگذشته بورس کالا

در معاملات روز شنبه ۲۱ شهریور ماه درمجموع یک میلیارد و ۵۵۹ میلیون و ۴۹۷ هزار و ۱۲۷واحد صندوق‌ طلا به ارزش ۱۷.۹همت در بورس کالا معامله شد.