فراسو/با پخش دعای عهد، اشک و زمزمه در هم آمیخت. گویی همه یک دعا داشتند؛ دعای ظهور عدالت و پایان ستم. سکوتهای مردم، از هزاران شعار گویاتر بود و اشکها، زبان مشترک میلیونها دلداده.
وقتی تاریخ در قم نفس میکشید.
برخی روزها را نمیتوان تنها دید؛ باید آنها را زندگی کرد.
مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای، از همان روزهایی بود که تاریخ، نه در کتابها، بلکه در میان میلیونها انسان جریان داشت. روزی که قم، بار دیگر شاهد یکی از باشکوهترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر شد و خیابانهایش زیر گامهای عاشقانی به لرزه درآمد که برای بدرقه «آقای شهید ایران» آمده بودند.
از نخستین ساعات شب، بزرگراه کاشان ـ قم دیگر یک مسیر ارتباطی نبود؛ دریایی از خودروها و انسانهایی بود که از اقصی نقاط کشور راهی این سفر معنوی شده بودند. نور چراغ خودروها، دل کویر را روشن کرده بود و هر خودرو، روایت دلی بود که میخواست خود را به قرار عاشقان برساند.
جمکران، پیش از طلوع آفتاب، مملو از جمعیت شده بود. صحنها، شبستانها و حتی خیابانهای اطراف، دیگر گنجایش حضور مشتاقان را نداشت. بسیاری پشت درهای بسته ماندند، اما هیچکس احساس دوری نمیکرد؛ زیرا همه خود را جزئی از این اجتماع بزرگ میدانستند.
با پخش دعای عهد، اشک و زمزمه در هم آمیخت. گویی همه یک دعا داشتند؛ دعای ظهور عدالت و پایان ستم. سکوتهای مردم، از هزاران شعار گویاتر بود و اشکها، زبان مشترک میلیونها دلداده.
اما اوج این حماسه، لحظه اقامه نماز بر پیکر شهید بود؛ لحظهای که حضرت آیتالله عبدالله جوادی آملی، مرجع عالیقدر جهان تشیع و فیلسوف برجسته معاصر، با قامتی استوار بر پیکر شهید نماز اقامه کرد. آن صحنه، تنها اقامه یک نماز نبود؛ تجلیل مرجعیت از مجاهدتی بود که با شهادت به پایان رسید. صفوف چندین کیلومتری نماز، که از مسجد مقدس جمکران تا مسیرهای منتهی به حرم حضرت فاطمه معصومه(س) امتداد یافته بود، تصویری ماندگار از همدلی و وحدت مردم ایران را رقم زد.
پس از پایان نماز، درهای جمکران گشوده شد و سیل خروشان مردم، با شعارهای حماسی و گامهایی استوار، به سوی حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) روانه شد. هیچ فرماندهی این جمعیت را هدایت نمیکرد؛ آنچه میلیونها انسان را هممسیر ساخته بود، ایمان، عشق و احساس مسئولیت نسبت به آرمانهایی بود که شهید برای آنها جان خود را فدا کرده بود.
در آن روز، قم تنها میزبان یک مراسم تشییع نبود؛ میزبان روایتی از وفاداری یک ملت بود. روایتی که در آن، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و سالمند، همه یک پیام مشترک داشتند؛ اینکه ملت ایران در بزنگاههای تاریخی، در کنار ارزشهای خود میایستد و اجازه نمیدهد یاد و راه شهیدان به فراموشی سپرده شود.
شاید سالها بعد، عکسها و فیلمهای این روز بارها دیده شوند، اما هیچ تصویری نخواهد توانست عظمت آن احساس را بازآفرینی کند؛ احساسی که تنها با حضور در میان آن اقیانوس انسانی قابل درک بود.
آن روز، قم تنها یک شهر نبود؛ قلب تپنده ایران بود و تاریخ، در میان میلیونها انسان، نفس میکشید.
محمدتقی شفیع پور- مدیر روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزد
فراسو خبر پایگاه خبری تحلیلی فراسو خبر