امروز پنجشنبه، 16 بهمن 1404
Breaking News

چگونه در عصر هوش مصنوعی مولد، می‌توان به گذار دیجیتال منصفانه فکر کرد؟

گزارش سیاستی هفدهم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با عنوان «هوش مصنوعی و آیندۀ بازار کار» منتشر شد.

به گزارش فراسو به نقل از مرکز روابط عمومی و امور بین الملل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، براساس گزارش سیاستی هفدهم وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ظهور هوش مصنوعی مولد به‌عنوان یکی از تحولات بنیادین قرن بیست‌ویکم، ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و نهادی بازار کار را در سراسر جهان دگرگون می‌کند. شواهد بین‌المللی نشان می‌دهد که در حالی‌که در اقتصادهای پیشرفته، هوش مصنوعی عمدتاً به‌عنوان ابزاری تکمیلی برای افزایش بهره‌وری و ارتقای مهارت‌های انسانی عمل می‌کند، در اقتصادهای در حال توسعه، خطر جایگزینی نیروی کار در بخش‌هایی با وظایف تکراری و قابل خودکارسازی، تهدیدی جدی محسوب می‌شود.
یافته‌های سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهد هوش مصنوعی مولد اثرات نامتقارنی بر بازار کار دارد؛ به‌طوری‌که زنان و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بیش از دیگران در معرض تأثیر آن قرار دارند. در سطح جهانی، سهم زنان در مشاغل با مواجهه بسیار بالا با هوش مصنوعی تقریباً دو برابر مردان است و این شکاف در کشورهای پردرآمد به حدود سه برابر می‌رسد که عمدتاً ناشی از تمرکز زنان در مشاغل اداری، آموزشی و فعالیت‌های مبتنی بر وظایف تکرارشونده شناختی است. همچنین، برخلاف موج‌های پیشین اتوماسیون که عمدتاً کارگران یدی را تحت فشار قرار می‌داد، اتوماسیون دانشی ناشی از هوش مصنوعی مولد، بیشتر مشاغل سفیدپوش و طبقات متوسط را هدف می‌گیرد. بر این اساس، رویکرد غالب سیاست‌گذاری در کشورهای مختلف، نگاه به نیروی کار نه به‌عنوان قربانی جایگزینی فناورانه، بلکه به‌مثابه سرمایه‌ای برای بازآموزی، توانمندسازی و بازآرایی در عصر هوش مصنوعی است.
در ایران، جوانان (۱۵–۲۹ سال) قریب به ۲۸ درصد از جمعیت فعال اقتصادی را تشکیل می‌دهند، اما نرخ بیکاری این گروه حدوداً سه‌برابر میانگین کلی کشور است. این جمعیت، با وجود داشتن بالاترین سطح دسترسی به فناوری و تمایل به یادگیری مهارت‌های دیجیتال، در معرض دوگانگی ساختاری قرار دارد: از یک‌سو، تقاضای بازار کار برای مهارت‌های سنتی در حال کاهش است؛ از سوی دیگر، نظام آموزشی و سیاست‌های اشتغال‌زایی هنوز نتوانسته‌اند به‌طور مؤثر، جوانان را برای اقتصاد مبتنی بر داده و هوش مصنوعی آماده کنند.
از منظر سیاست‌گذاری، این وضعیت دو پیام روشن دارد: نخست آنکه هوش مصنوعی مولد الزاماً باعث بیکاری گستردۀ کوتاه‌مدت نخواهد شد؛ بلکه بیش از هر چیز، موجب دگرگونی ماهیت شغل و بازتعریف مرز میان انسان و ماشین می‌شود. به طور مثال، بسیاری از وظایفی که امروز توسط انسان انجام می‌شوند (مثلاً طبقه‌بندی داده، پاسخ‌گویی به مکاتبات یا تدوین محتوای آموزشی) در آینده به کمک مدل‌های هوش مصنوعی انجام خواهد شد. دوم آنکه، کشورهایی که از هم‌اکنون به‌صورت هدفمند برای این تغییر آماده شوند -از طریق آموزش مهارت‌های مکمل، طراحی سیاست‌های حمایتی و اصلاح نهادهای بازار کار – می‌توانند از منافع بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی بهره‌مند شوند، در حالی‌که کشورهای غیرفعال با افزایش نابرابری، قطبی شدن بازار کار و بی‌اعتمادی اجتماعی مواجه خواهند شد.
در نتیجه، تدوین یک سیاست ملی برای مواجهه با اثرات اشتغالی هوش مصنوعی مولد در کشور نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است. کشور برای بهره‌گیری ایمن و مؤثر از ظرفیت هوش مصنوعی مولد نیازمند سیاست‌گذاری پیش‌گیرانه است. طراحی سیستمی برای پایش اثرات فناوری، اجرای برنامۀ مهارت‌افزایی و بازآموزی نیروی کار، گفت‌وگوی اجتماعی میان دولت و ذی‌نفعان و بازنگری در نظام آموزشی از گام‌های ضروری این مسیر هستند تا هوش مصنوعی به جای تهدید، به موتور افزایش بهره‌وری و عدالت شغلی در کشور تبدیل شود. عدالت شغلی در عصر هوش مصنوعی به معنای تضمین دسترسی برابر به فرصت‌های مهارت‌آموزی و بازتوزیع منافع بهره‌وری از هوش مصنوعی است نه صرفاً حفظ تعداد مشاغل موجود.

برای خواندن این گزارش، اینجا را کلیک کنید