سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
آخرین خبرها

خانه‌های امید بازنشستگان؛ وقت تصمیمی متفاوت رسیده است!

فراسو/ خانه‌های امید بازنشستگان را می‌توان یکی از ارزشمندترین ظرفیت‌های اجتماعی صندوق بازنشستگی دانست؛ ظرفیتی که اگر به‌درستی دیده و مدیریت شود، می‌تواند فراتر از یک ساختمان و چند فضای اداری، فرهنگی و ورزشی، به محلی برای شکل‌گیری ارتباطات اجتماعی، نشاط، مشارکت و استفاده از تجربه و توانمندی‌های بازنشستگان تبدیل شود.

خانه امید در واقع می‌تواند خانه‌ای برای تداوم زندگی اجتماعی بازنشسته باشد؛ جایی که پایان دوران اشتغال به معنای پایان نقش‌آفرینی و حضور اجتماعی فرد تلقی نشود.

با این حال، فاصله‌ای میان ظرفیت واقعی خانه‌های امید و وضعیتی که امروز در برخی از آنها مشاهده می‌شود وجود دارد. بخشی از این ظرفیت‌ها آن‌گونه که باید فعال نیستند و گاهی نگاه به خانه امید بیشتر معطوف به نگهداری یک ساختمان، تأمین هزینه‌های جاری و برگزاری برنامه‌های مقطعی است تا ایجاد یک جریان مستمر اجتماعی. در چنین شرایطی طبیعی است که خانه امید به تدریج از فلسفه اصلی خود فاصله بگیرد و به جای آنکه یک سرمایه اجتماعی باشد، به یک مرکز هزینه تبدیل شود.

شاید برای عبور از این وضعیت، بیش از آنکه به راه‌حل‌های پرهزینه نیاز داشته باشیم، به یک تغییر در نگاه نیازمندیم. باید از خود بپرسیم چرا خانه‌ای که قرار است متعلق به بازنشستگان باشد، نباید بخش مهمی از طراحی، اداره و فعالیت‌هایش نیز با مشارکت خود آنان شکل بگیرد؟ بازنشستگان فقط دریافت‌کنندگان خدمات نیستند. بخش بزرگی از آنان سال‌ها تجربه مدیریتی، تخصص حرفه‌ای، مهارت، دانش و ارتباطات اجتماعی دارند. بسیاری از آنها پس از بازنشستگی همچنان توان و انگیزه فعالیت دارند و می‌توانند در آموزش، مشاوره، فرهنگ، ورزش، هنر، گردشگری، کارآفرینی و ده‌ها حوزه دیگر نقش‌آفرینی کنند.

از این منظر، یک اقدام متفاوت می‌تواند این باشد که مأموریت خانه‌های امید را از ارائه خدمات به بازنشستگان به فعال‌سازی ظرفیت بازنشستگان تغییر دهیم. تفاوت این دو نگاه بسیار زیاد است. در نگاه نخست، بازنشسته مراجعه‌کننده و مصرف‌کننده خدمت است؛ اما در نگاه دوم، او بخشی از سرمایه انسانی خانه امید و حتی یکی از سازندگان اصلی فعالیت‌های آن خواهد بود.

در چنین مدلی، هر خانه امید می‌تواند متناسب با شرایط شهر و استان خود، به یک کانون زنده و پویا تبدیل شود. در یک شهر ممکن است محور اصلی فعالیت، گردشگری و برنامه‌های فرهنگی باشد؛ در شهری دیگر آموزش و انتقال تجربه؛ در منطقه‌ای دیگر ورزش، سلامت اجتماعی، هنر یا استفاده از ظرفیت بازنشستگان برای مشاوره و آموزش نسل جوان. بنابراین قرار نیست همه خانه‌های امید یک نسخه واحد داشته باشند. آنچه باید واحد باشد، فلسفه و چارچوب حکمرانی آنهاست و آنچه می‌تواند متفاوت باشد، برنامه و شیوه فعالیت آنهاست.

این نگاه، موضوع خودگردانی خانه‌های امید را نیز از یک مسئله صرفاً مالی به یک فرصت مدیریتی تبدیل می‌کند. خانه امید نباید صرفاً منتظر دریافت اعتبار برای ادامه فعالیت باشد، بلکه باید بتواند بخشی از منابع مورد نیاز خود را از طریق فعال کردن ظرفیت‌هایش تأمین کند. برگزاری دوره‌های آموزشی، استفاده از فضاهای موجود، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، برنامه‌های گردشگری، خدمات تخصصی و بهره‌گیری از توانایی‌های بازنشستگان می‌تواند بخشی از این منابع را ایجاد کند. البته خودگردانی نباید به معنای رها کردن خانه‌های امید برای تأمین هزینه‌های خود باشد؛ بلکه باید همراه با حمایت، نظارت و سیاست‌گذاری صندوق باشد.

نکته مهم این است که خانه امید نباید به دنبال درآمدزایی به هر قیمت باشد. درآمد، وسیله‌ای برای پایداری فعالیت است، نه هدف اصلی. هدف اصلی باید ایجاد یک محیط اجتماعی پویا برای بازنشستگان باشد؛ محیطی که بتواند بخشی از نیاز آنان به ارتباط، مشارکت، نشاط، یادگیری و اثرگذاری را پاسخ دهد.

در این میان، نقش صندوق بازنشستگی نیز باید از اداره جزئیات روزمره خانه‌ها به سمت سیاست‌گذاری، حمایت و ارزیابی تغییر کند. صندوق می‌تواند یک شبکه ملی از خانه‌های امید ایجاد کند تا تجربه‌ها میان آنها به اشتراک گذاشته شود، الگوهای موفق شناسایی و تکثیر شوند و نظام ارزیابی عملکرد مشترکی شکل بگیرد؛ اما در عین حال، اداره و برنامه‌ریزی فعالیت‌ها باید تا حد امکان به استان و شهرستان و هیأت امنای هر خانه واگذار شود. به این ترتیب، یک چارچوب ملی می‌تواند در کنار مدیریت محلی و مشارکت واقعی بازنشستگان قرار گیرد.

در نهایت، باید تعریف ما از موفقیت خانه‌های امید نیز تغییر کند. موفقیت را نمی‌توان فقط با میزان اعتبارات مصرف‌شده، تعداد برنامه‌های برگزارشده یا تعداد ساختمان‌های فعال سنجید. خانه امید زمانی موفق است که بازنشسته احساس کند اینجا متعلق به اوست؛ جایی که می‌تواند در آن حضور پیدا کند، ارتباط برقرار کند، تجربه خود را منتقل کند، مهارتی بیاموزد، ایده‌ای ارائه دهد، برنامه‌ای اجرا کند و همچنان خود را عضوی مؤثر از جامعه بداند.

خانه‌های امید اگر با این نگاه بازطراحی شوند، می‌توانند از یک ظرفیت کم‌استفاده به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های اجتماعی صندوق تبدیل شوند. در این صورت، دیگر موضوع اصلی این نخواهد بود که برای نگهداری خانه‌های امید چه میزان اعتبار اختصاص دهیم؛ بلکه سؤال اصلی این خواهد بود که چگونه می‌توانیم این سرمایه‌های موجود را برای بازنشستگان و با مشارکت خود آنان فعال کنیم.

شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم متفاوت نیاز داریم؛ تصمیمی که به جای توسعه صرفِ ساختمان‌ها، به توسعه زندگی در خانه‌های امید فکر کند. خانه امید باید جایی باشد که بازنشستگی در آن به معنای کنار رفتن از جامعه نباشد؛ بلکه فرصتی تازه برای مشارکت، انتقال تجربه، یادگیری، دوستی، نشاط و اثرگذاری باشد.

اگر بتوانیم چنین تغییری ایجاد کنیم، خانه‌های امید دیگر صرفاً مجموعه‌ای از املاک و ساختمان‌های متعلق به صندوق نخواهند بود؛ آنها به خانه واقعی بازنشستگان و بخشی از سرمایه اجتماعی ماندگار کشور تبدیل خواهند شد.

علی‌حسین شهریور – عضو هیأت‌مدیره صندوق بازنشستگی کشوری

همچنین ببینید

میدری در بدو ورود به استان فارس: زنجیره تولید قند ممسنی با حمایت وزارت کار تکمیل می شود

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در جریان سفر به استان فارس در بدو ورود از کارخانه قند ممسنی بازدید کرد و ضمن گفت‌وگو با فعالان و کشاورزان راهکارهای احیای کارخانه قند با همراهی دو بانک زیر مجموعه وزارت کار را تشریح کرد.