«امیر کرمیان» نویسنده و پژوهشگر حوزه اقتصاد، در حاشیه یک همایش تخصصی دانشبنیان، به تحلیل وضعیت اکوسیستم نوآوری ایران و معرفی کتاب جدید خود با عنوان «از نوآوری تا تابآوری» پرداخت.
به گزارش فراسو، دکتر «امیر کرمیان» نویسنده کتاب «از نوآوری تا تابآوری» در حاشیه همایش ملی «راهبردها، آیندهنگری، توانمندی و چشمانداز شرکتهای دانشبنیان» که سهشنبه (۲۳ تیر ۱۴۰۵) در سالن همایشهای بین المللی برگزار شد، در گفتوگو با ایرنا به چرایی نوشتن این کتاب اشاره کرد و نقش اکوسیستم اقتصادی در نوآوری، تابآوری و پایداری شرکتهای دانشبنیان را بسیار مهم برشمرد.
چه موضوعی باعث شد که کتاب «از نوآوری تا تابآوری» را بنویسید؟
سالهاست درباره نوآوری، فناوری و شرکتهای دانشبنیان صحبت میکنیم و کتابها و مقالات ارزشمندی نیز در این حوزه منتشر شده است. اما یک پرسش اساسی ذهن من را درگیر کرده بود؛ اینکه چرا برخی شرکتهای دانشبنیان با وجود فناوری بسیار خوب، پس از چند سال از بازار حذف میشوند؟
به این نتیجه رسیدم که نوآوری شرط لازم موفقیت است اما شرط کافی نیست. یک شرکت برای ماندگار شدن، علاوه بر نوآوری، به مدیریت ریسک، منابع مالی، بازار، سرمایه انسانی، بانک، بیمه و یک اکوسیستم حمایتی نیاز دارد. این نگاه، نقطه آغاز نگارش این کتاب بود.
پیام اصلی کتاب را در یک جمله بیان کنید؟
پیام کتاب «نوآوری آغاز مسیر است؛ اما تابآوری، شرط ادامه آن مسیر و توسعه پایدار، مقصد نهایی آن است.» اگر شرکتی نتواند در برابر بحرانها دوام بیاورد، حتی بهترین فناوری نیز تضمینکننده موفقیت او نخواهد بود.
وجه تمایز این کتاب با سایر کتابهای حوزه دانشبنیان چیست؟
بیشتر کتابهای این حوزه بر فناوری، نوآوری، استارتاپ یا تجاریسازی تمرکز دارند. اما در این کتاب، شرکت دانشبنیان فقط یک شرکت فناور دیده نشده، بلکه بهعنوان عضوی از یک اکوسیستم اقتصادی بررسی شده است. در این نگاه، دانشگاه، بازار، بانک، بیمه، سرمایهگذار، مراکز پژوهشی، پارکهای علم و فناوری و حتی فرهنگ سازمانی، همگی در موفقیت شرکت نقش دارند. به همین دلیل، این کتاب تلاش میکند میان مدیریت، اقتصاد، فناوری، بانک، بیمه و مدیریت ریسک یک ارتباط عملی برقرار کند.
در کتاب از مدلی به نام «شاتب» نام بردهاید. شاتب چیست؟
شاتب، مخفف «شاخص تابآوری شرکتهای دانشبنیان» است. این مدل تلاش میکند میزان آمادگی یک شرکت را برای ادامه فعالیت در شرایط بحران ارزیابی کند. شاتب فقط به وضعیت مالی نگاه نمیکند، بلکه ابعاد مختلفی مانند بازار، فناوری، سرمایه انسانی، حکمرانی، مدیریت ریسک و پوششهای بیمهای را نیز در نظر میگیرد. البته شاتب را یک مدل نهایی نمیدانم؛ بلکه آن را آغاز یک مسیر پژوهشی میدانم که امیدوارم با همکاری دانشگاهها و پژوهشگران تکامل پیدا کند.
چرا در کتاب، بانک و بیمه جایگاه ویژهای دارند؟
زیرا توسعه شرکتهای دانشبنیان فقط یک موضوع فناورانه نیست. اگر نوآوری موتور حرکت باشد، منابع مالی سوخت این موتور هستند و مدیریت ریسک، سیستم ایمنی آن است. بانکها میتوانند مسیر رشد را تسهیل کنند و صنعت بیمه میتواند آثار بسیاری از ریسکها را کاهش دهد. به همین دلیل، کتاب تلاش میکند نقش این دو نهاد را از یک نگاه صرفاً خدماتی، به یک نقش راهبردی در توسعه شرکتهای دانشبنیان ارتقا دهد.
هیچ سازمانی بهتنهایی رشد نمیکند
منظور شما از «مکتب توسعه اکوسیستمی» چیست؟
مکتب توسعه اکوسیستمی، نگاه محوری این کتاب است. در این نگاه، هیچ سازمانی بهتنهایی رشد نمیکند. رشد زمانی پایدار است که شرکت در یک شبکه سالم از دانشگاه، صنعت، بازار، سرمایه، بانک، بیمه، دولت و سایر بازیگران قرار گیرد. هدف این مکتب، ایجاد یک زبان مشترک برای همکاری میان همه این اجزاست.
برنامه آینده شما پس از انتشار این کتاب چیست؟
این کتاب پایان راه نیست؛ آغاز یک مسیر است. در مرحله نخست، نسخه حاضر با دریافت دیدگاههای استادان دانشگاه، مدیران و فعالان حوزه دانشبنیان بازبینی خواهد شد. همچنین برنامه راهاندازی مرکز تحقیق و پژوهش تابآوری و توسعه شاتب را آغاز کردهایم تا بتوانیم با انجام پژوهشهای میدانی، اعتبارسنجی علمی مدل شاتب، توسعه آموزشها و همکاری با دانشگاهها، این مدل را به یک چارچوب علمی و کاربردی تبدیل کنیم.
اگر بخواهید یک پیام به مدیران شرکتهای دانشبنیان بدهید، چه میگویید؟
امروز رقابت فقط رقابت بر سر فناوری نیست. رقابت بر سر توان ماندن، یاد گرفتن، سازگار شدن و عبور از بحرانهاست. شرکتی که بتواند نوآوری را با تابآوری، همکاری و نگاه اکوسیستمی همراه کند، شانس بسیار بیشتری برای موفقیت پایدار خواهد داشت. البته پیام من به نسل جوان و کارآفرینان کشور نیز این است: «این کتاب، دعوتی است برای عبور از نگاه صرفاً فناورانه به نگاه اکوسیستمی؛ زیرا آینده از آنِ شرکتهایی است که فقط نوآور نیستند، بلکه تابآور، همکار و آیندهساز نیز هستند.»
از نگاه شما، آینده اقتصاد دانشبنیان ایران چگونه خواهد بود؟
من آینده اقتصاد دانشبنیان ایران را روشن میبینم؛ زیرا بزرگترین سرمایه کشور ما، منابع طبیعی نیست، بلکه سرمایه انسانی، دانش و خلاقیت جوانان این سرزمین است. اگر بتوانیم میان دانشگاه، صنعت، سرمایه، بانک، بیمه و سیاستگذاری اقتصادی پیوندی مؤثر ایجاد کنیم، شرکتهای دانشبنیان میتوانند به یکی از مهمترین موتورهای رشد اقتصادی ایران تبدیل شوند. این گفتوگو را با جملهای از همین کتاب به پایان میرسانم: «نوآوری، نقطه آغاز است؛ اکوسیستم، مسیر رشد است؛ تابآوری، شرط ماندگاری است؛ و توسعه پایدار، مقصد نهایی است.»
فراسو خبر پایگاه خبری تحلیلی فراسو خبر